img
img
img
img
img
img
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
اگر کتاب به من نرسد، رأی من کجاست؟

اگر کتاب به من نرسد، رأی من کجاست؟

برای رأی‌دادن به کتاب، اول باید بتوانی آن را بخوانی. این جمله بدیهی به نظر می‌رسد، اما وقتی پای دسترسی به کتاب وسط می‌آید، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود.

دسترسی فقط فاصله جغرافیایی نیست. در شهری ممکن است کتاب‌فروشی کم باشد؛ در شهری دیگر کتاب هست اما قیمت مانع می‌شود. جایی کتابخانه عمومی مسیر اصلی است، جایی مدرسه، جایی خرید اینترنتی و جایی هم شبکه دوستان. حتی در تهران هم دسترسی یکسان نیست. نزدیک‌بودن به چند کتاب‌فروشی به این معنی نیست که همه خانواده‌ها زمان، بودجه یا عادت رفتن به آنجا را دارند.

برنامه‌ای که بر مشارکت داوطلبانه تکیه می‌کند معمولاً زودتر کسانی را جذب می‌کند که از قبل به موضوع نزدیک‌ترند. کتاب‌خوان‌های فعال زودتر خبر را می‌بینند، راحت‌تر کتاب پیدا می‌کنند و انگیزه بیشتری برای ثبت رأی دارند. حضورشان ارزشمند است؛ اما اگر فقط همین گروه در میدان باشند، بخشی از تجربه کودکان و نوجوانان بیرون می‌ماند.

این مسئله برای روباه شنی هم مهم است. بچه‌ها کتاب پیشنهاد می‌کنند و فهرست با همین پیشنهادها گسترش پیدا کرده است. اما امکان انتخاب میان کتاب‌ها وقتی معنا پیدا می‌کند که راه رسیدن به آن‌ها هم تا حد ممکن باز باشد. نوجوانی که عنوانی برایش جذاب است اما نمی‌تواند آن را پیدا کند، عملاً همان امکان انتخابی را ندارد که خواننده‌ای با دسترسی آسان‌تر دارد.

پژوهش‌های بین‌المللی درباره مالکیت کتاب و دسترسی، بارها رابطه دسترسی با لذت و بسامد خواندن را نشان داده‌اند. National Literacy Trust در گزارش مالکیت کتاب ۲۰۲۵ نیز میان داشتن کتاب شخصی و شاخص‌های خواندن تفاوت‌هایی نشان داده است. این داده مربوط به جامعه‌ای دیگر است و نمی‌شود آن را مستقیم به ایران تعمیم داد. اهمیتش بیشتر در یادآوری اصلی ساده است: انتخاب آزاد بدون امکان دسترسی، روی کاغذ آزاد می‌ماند.

پس چه می‌شود کرد؟ جواب واحدی وجود ندارد. همکاری با کتابخانه‌های محلی، مدارس و کتاب‌فروشی‌های شهرهای مختلف یک مسیر است. معرفی نسخه قانونی دیجیتال، اگر ناشر آن را عرضه کرده باشد، مسیر دیگری. بسته‌های گردشی کتاب، امکان دسترسی گروهی یا شیوه‌هایی که مشارکت را به خواندن تعداد زیادی کتاب وابسته نکند هم می‌توانند بررسی شوند.

در عین حال باید مراقب باشیم «کم‌دسترسی» را با «کم‌خوان» یکی نگیریم. نوجوانی ممکن است کتاب چاپی کمتری در اختیار داشته باشد اما شعر، کمیک، متن‌های آنلاین، خبر، فن‌فیکشن یا شکل‌های دیگری از متن را زیاد بخواند. مسئله این نیست که او را از بیرون «کم‌خوان» تعریف کنیم؛ مسئله این است که ببینیم راه ورودش به جهان کتاب و به برنامه‌ای مثل روباه شنی از کجا می‌تواند بازتر شود.

در نتیجه، کنار این پرسش که «چه کتابی بیشترین رأی را می‌آورد؟» پرسش دیگری هم ارزش دارد همیشه باز بماند: چه کسانی در این مشارکت کمتر دیده می‌شوند، نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارند، بلکه چون راه رسیدنشان به کتاب دشوارتر است؟

این سؤال با یک کارزار تبلیغاتی یا یک راه‌حل واحد بسته نمی‌شود. بهتر است هر دوره دوباره به آن برگردیم. دسترسی به کتاب بخشی از خودِ مشارکت است؛ پیش از آن‌که از خواننده بخواهیم انتخاب کند، باید ببینیم امکان انتخاب تا چه اندازه واقعاً در برابرش قرار دارد.

تازه‌ترين اخبار مرتبط
تازه‌ترين خبرها
تازه‌های وبلاگ